این یادداشت با هدف تعیین عوامل نهادی موثر بر کاهش فرار مالیاتی و ایجاد محیط نهادی و شرکتی بهتر جهت به حداکثر رساندن وصول مالیات انجام شده است. ما شواهد تجربی در مورد فرار مالیاتی ارائه داده ایم، که احتمالا اثر دومینو بر سایر شاخص های اقتصادی و بر کل جامعه دارد.
تحلیل های اصلی اثبات می کند که هر دو قدرت استانداردهای حسابرسی و رفتار اخلاقی شرکت ها، مکانیسم های نهادی رسمی و غیررسمی قدرتمندی برای کاهش فرار مالیاتی هستند. با وجود این، پس از در نظر گرفتن تاثیر مشترک آنها بر نتیجه، رفتار اخلاقی نسبت به قدرت استانداردهای حسابرسی تاثیر بیشتری بر فرار مالیاتی دارد. علاوه بر آن، رفتار اخلاقی شرکت ها تاثیر مهم تری نسبت به قدرت حسابرسی بر کاهش فرار مالیاتی، پیش از بحران مالی جهانی، در طی آن و پس از آن دارد، با وجود این، در طی رکود اقتصادی، رفتار اخلاقی شرکت ها نسبت به قدرت نظارتی در جلوگیری از فرار مالیاتی مهم تر است. همچنین ما به دنبال عوامل افزایشی بودیم که ممکن است فرار مالیاتی را کاهش دهند که انتظار می رفت آنها جمع آوری مالیات را افزایش دهند. به طور خلاصه، رفتار اخلاقی و مقررات سخت حسابرسی تاثیرگذارتر هستند، اگر هیات مدیره ها در نظارت و کنترل عملکردها، اثربخش تر باشند. رابطه بین فرار مالیاتی و نهادهای رفتار اخلاقی و مقررات حسابرسی مشروط به وضعیت حفاظت از سرمایه گذار است، این دو نهاد بهترین عملکرد را در کنترل فرار مالیاتی تحت سطح متوسطی از حفاظت از سرمایه گذار دارند. نهایتا تاثیر رفتار اخلاقی و مقررات حسابرسی در کشورهایی با درآمد بالا، نسبت به کشورهایی با درآمد کم یا متوسط بسیار بارزتر است. یادداشت حاضر برای سازمان ها و سیاستگذاران کاربردهایی در سطح جهانی دارد. سیاستگذاران می توانند از نتایج برای تنظیم شرایط سازمانی به منظور به حداقل رساندن فرار مالیاتی استفاده کنند که آن نیز جمع آوری مالیات را به کمترین حد می رساند. ابتدا، رفتار اخلاقی سازمان ها در رابطه با مقامات و تشکیل هیات مدیره آنها، اهمیت اساسی در کاهش فرار مالیاتی دارد. علاوه بر آن قدرت استانداردهای حسابرسی به اندازه رفتار اخلاقی شرکت ها تاثیرگذار نیست، اگرچه آن تاثیر نامطلوبی بر فرار مالیاتی در گروه های کم درآمد دارد. چارچوب نظارتی بخوبی برای دستیابی به نتیجه ای مطلوب تنظیم نشده است، یا آن بخوبی اجرا نمی شود. ناتوانی حیرت انگیز استانداردهای حسابرسی برای جلوگیری از فرار مالیاتی، بخصوص استانداردهای هیات مدیره، در چارچوب های قانونی با حفاظت کم و زیاد از سرمایه گذار، که در کشورهایی با درآمد کم و متوسط هستند. علاوه بر آن، هیات مدیره ها، به عنوان مکانیسم های حاکمیتی داخلی، نقش حیاتی در کنترل فرار مالیاتی ایفا می کنند. بنابراین ما توصیه می کنیم که نهادهای حکومتی یا مربوط به بازار باید از نزدیک بر ساختار هیات مدیره شرکت نظارت کنند و طبق آن مقرراتی را تنظیم کنند.
به طور کلی، نتایج اهمیت نقش مشترک شرکت ها و نهادهای نظارتی در کاهش فرار مالیاتی را نشان می دهند. بنابراین، یافته ها نیاز به مشارکت این دو گروه با یکدیگر به منظور دستیابی به نتایج مطلوب را نشان می دهد. همچنین با توجه به نتایج در می یابیم که هر دو نهادهای کوچک (در سطح شرکتی) و بزرگ (در سطح کشوری) باید مسئولیت هایی در مقابله با فرار مالیاتی به عهده گیرند. همچنین تایید می کنیم که ایجاد یک محیط نهادی که فرار مالیاتی را کنترل می کند همیشه آسان نیست، به عنوان مشارکت نظری، یادداشت حاضر نشان می دهد بررسی فرار مالیاتی از دیدگاه تئوری نهادی، بینش غنی و معناداری فراهم می سازد.